X
تبلیغات
لاله های عاشق
http://www.nastaliqonline.ir/NastaliqOnline.ir.aspx?61095.3202854



تاريخ : جمعه پانزدهم فروردین 1393 | 17:0 | نویسنده : محمد ابراهیم |
سلام دوستان

امیدوارم ایام عید نوروز بهتون خوش گذشته باشه

و از این روزهای تکرار نشدنی نهایت استفاده رو برده باشین

مسافرت های برون شهری هم داشتین ؟

مهمونیا خوش گذشت؟

چقد تلویزیون تماشا کردین؟

خب امسال عید که واسه خودم بی رمق و تکراری گذشت و نفهمیدیم چجوری گذشت

اما تا اونجایی که افغانهای عزیز ساکن قم اطلاع دارن روز جمعه 8 فروردین

در فرهنگسرای جوان شهر قم یه نمایش تئاتری برگزار شد با عنوان : حرف . باد . هوا : با اجرای گروه نمایشی

رشد (گروهی از هموطنان عزیزمون این برنامه رو تدارک دیده بودن)

که استقبال خوبی هم شد .... البته با وجود این که نقاط ضعف بسیار زیادی در حین مراسم ونمایش دیده شد

دیگه زیاد طولانی نمیکنم و چند تا عکس از این روز خاطره انگیز رو براتون در ادامه مطلب گذاشتم میتونین مشاهده کنین



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه دوازدهم فروردین 1393 | 20:27 | نویسنده : محمد ابراهیم |
سلام


چشم رو هم گذاشتیم یک سال گذشت ....... گذر عمر غارتگر خاطره هامون . لحضه هامون و از دست دادن فرصت هامون شد

.سال 92 چگونه براتون گذشت .

نگر شتون چی بوده ؟

به هر حال امیدوارم سال خوبی داشته باشید

همینطور که میدونیم سال جدید توی راهه

چه اهدافی رو مد نظر دارین ؟

تصمیم تون واسه سال جدید چیه؟

ایده مثبتی رو سر لوحه زندگی تون قرار دادی؟

برای بالا بردن سطح کیفیت زندگی خودتون و دیگران چه راهکارهایی رو پیشنهاد میکنید؟



تاريخ : جمعه بیست و سوم اسفند 1392 | 9:41 | نویسنده : محمد ابراهیم |
بچه ها ی عزیز

رفقا . دوستا . آبجیا . داداشا . دختر خوشکلا . پسر شنگولا

....................نگرانم نباشین..................

یه مدت زیادی هس توی اقیانوس پر طلاطم وانفسا گیر کردم

دعا کنید زود به ساحل برسم

+ حس نوشتن ندارم




تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392 | 19:2 | نویسنده : محمد ابراهیم |
نمی خاستم بزارم ولی خب یه واقعیته!!!!!

hos.jpg



تاريخ : جمعه بیست و هفتم دی 1392 | 21:22 | نویسنده : محمد ابراهیم |
سلام

چقد قبول دارین این حرفو :

اینروزها  وبلاگ نویسی و وبلاگ گردی واسه خیلی ها از مد
افتاده نظر شما چیه ؟؟؟؟؟

منم دلم به آپدیت کردن نبود ولی خب بلاخره واسه اینکه از یادتون نرم دلم نیومد تنهاتون
بزارم خب محرم و صفرم تموم شد
امیدوارم عزاداری هاتون روضه رفتناتون نذری هاتون

(قیمه - قابلی پلو - دلده - حلوای سرخ - آش - شله زرد -)

هرچی دادین و هرچی خوردین ان شا الله که مورد درگاه قبول حق واقع بشه ان شاالله

و همینطور امیدوارم که مارو از دعا های خیرتون فراموش نکردین و قطعن همینطوره

و همچنین آغاز ولایت و امامت حضرت مهدی (عج)
رو به همه هموطنای عزیزمون تبریک میگم


img206.jpg

بلند ترین نقطه شهر قم

(کوه خضر نبی) جمعه

1392/10/20

img203.jpg

دیگه چون زیادی تکراری بودیم از فاز تیره بودن اومدیم بیرون و صفای دل پر مهرتون یه قالب تکونی کردیم

دوستتون دارم ازتون یه خواهش دارم اونم اینکه بهم انرژی مثبت بدین



تاريخ : شنبه بیست و یکم دی 1392 | 21:57 | نویسنده : محمد ابراهیم |
سلام دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه من یه چند مدتی نتم قطع بود

خلاصه مارو میبخشین

راستش اینروزها حالم گرفته است روزها کوتاهه ... شبها بی حاله ... هوا سرده .... خونه بی رمقه

خب بازم خدا رو هزار مرتبه شکر میکنم لاقل تنمون سالمه میدونید هیچی بهتر از سلامتی نیست

راستش من نه دانشجووم که بتونم لفظ قلم صحبت کنم نه شاعر و عارفم که بتونم قلمبه سلمبه رو هم دیگه تلنبار

کنم اما راستش چند وقتی هست  یه کرداری ناشایست رو که صد متاسفانه بین همه ما آدمها رواجه مخصوصن

بین همین همشهری هامون که خودمم از این قضیه خیلی متاثر هستم اونم اینه که نمیشه تو یه کلمه یا یه جمله

خلاصه کرد واین که درسته  خب ما آدمها همیشه در هر زمان و مکان و در هر سن و سال و دوره هایی که از

زندگیمون میگذره صاحب تجربیات متعددی میشیم هر آدمی تو این دنیا یک روزی موفق میشه یک روزی شکست

میخوره

یک روزی اتفاقات خیلی خوب براش رخ میده یک روزی ممکنه یک اتفاق ناخوشایند برای هر یک از ما انسانها بیفته

واین کاملن طبیعیه اما اما اما چی میشه که ما آدمها خود مونو میگیریم

شاید یه عده منظورم رو نفهمیدن اینکه این قیافه گرفتنها واسه چیه

درسته هر انسان پس از یک احساس خوشایند قطعن به خودش میباله و این حق یک انسانه

اما به خود بالیدن با منظور من تفاوتش زیاده

ببینید وقتی آدم در یک عرصه ایی موفق میشه مثال قهرمان یک رشته ورزشی میشه

یا اینکه تحصلیات عالیه رو پشت سر میزاره ودر اون رشته ی منتخبش موفق میشه

یا اینکه در کسب و کار صاحب یه شغل خوب میشه خب نه تنها که اون فرد از وضعیتش راضی هست

بلکه شاید خیلی ها با وجود چنین افرادی که شاید جزئی از خونواده اونها باشه یا که از دوستانش باشه

یا که هموطنش باشه به وجود چنین اشخاصی احساس بالندگی و عزت و سرافرازی بهشون دست بده

اما بین ما آدمها همیشه سوئتفاهم های زیادی پیش میاد شاید یه وقتی من از یه آدمی بدم بیاد

اما خب دلایل خاص خودم رودارم

و واقعن چه حالی به شما دست میده وقتی از یه محلی عبور کنید و از قضا با یکی از آشناهای خیلی نزدیکتون

روبرو میشین شاید شخصیت و منش و آداب تون این اجازه رو نده که در سلام کردن و احوالپرسی پیشقدم

نشین و فوری شروع به سلام و احوالپرسی بکنین خب با این کار  مسلمن شخصیت خودتون رو حفظ میکنید

و نه تنها به فرد مقابل نهایت احترام رو میگذارین چرا این کار رو میکنید .... چون شخصیت مدارین . چون به

باورهاتون اعتقاد دارین . چون به وجود خودتون احترام قائلید و مطمئن باشید همه این کارها به نفع خودتون تموم

میشه

 اما اگه همین اتفاق برعکس قضیه بیفته و اینکه شاید اون آشنای نزدیک هیچ عکس العملی نشون نده

و یا اینکه واضح تر بی محلی کنه واکنشتون چیه؟؟؟؟؟

یعنی این که میخواین بگین در هیچ دوره از زندگی تون خودتون به هیچ شخص آشنا . فامیل . دوست . رفیقتون .

بی محلی نکردین؟ فک نکنم منطق باشه که کتمان حقیقت کنید ها؟

قیافه گرفتن یعنی چی  ؟ کار چه کسایی هست؟

حالا یه وقت بفرض که من سوار ماشینه مدل بالا بشم و فلانی فامیل یا که رفیقم رو ببینم یا دقیقن

بلعکس به نظر شما رو کج کردن به چه حقی برای چی؟

...........

راستش خودم هیچ وقت این دروغ رو به هیچکس نگفتم و نمیگم که من خودمو نگرفتم و تاحالا روکج کنی واسه

کسی نکردم . اما خداوکیلی بیشتر واسه اونایی که یه زمانی رفیق بودن بعدش نارفیق یا که مورد دار یا که توزرد

از آب در اومده اینکارو کردم چرا؟؟؟ خودمم نمیدونم بلاخره  اعتقادم اینه با احمقها نباید نشست و برخاست کرد

اما کل حرفهام این بود که چه کار کنیم که با این مسئله کنار بیایم

غرور کاذب عنوان خوبیه

یا این که چرا وقتی یه فامیل نزدیکم بادوچرخه از یه جائی ردمیشه که دقیقن من دارارم از اونجا رد میشم

و دقیقن منو میبینه اما رو کج میکنه ؟ مشکل کجاست ؟ مشکل منم ؟ مشکل اونه؟ خجالت دو طرف حاکمه؟


حضرت علی (ع) فرموده اند:

بر یک مومن واجبه وقتی برادر مومن شو ملاقات کرد سلام کنه

.............................................................................

خب ما که مومن نیستیم خب چجورکیاس ادعامونه مسلمونیم

وقتی یه همچین کاری که من تو این پست بهش اشاره کردم تو جامعه ای که داریم زندگی میکنیم کاملن عادیه؟


ممنون میشم اگه نظر بدین                     فقط کامنت دهنده های محترم

                                                        ساده و خالصانه میگم شوخی نکنید و جدی باشین؟







تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم آذر 1392 | 17:2 | نویسنده : محمد ابراهیم |
دلم یه شکم سیر چلو کباب میخاد و پشت سرش نوشابه بزنم به خیک

و هی تند تند آروق بزنم و گاز نوشابه دماغم رو بسوزونه و مث مرغهای گیج

سرمو تکون بدم . ولی حیف . حیف این دنیا

با خودم میگم ابی جون آخه دنیا که همش چلو کباب نیس یه روزم نون و ماسته

میدونید چن وقت پیش یه حرفهایی ازیه اشخاصی میشنیدم

که میگفتن آدمیزاد در کل واسه دو چیزه که تواین دنیا همش جون میکنه و بقول بعضیا سگدو میزنه

یکی شکم  یکی هم شهوت و واقعیت شم همینه ها

با خودم گفتم پس دین و خدا و پیغمبر و قرآن و اینا کشکه مگه؟؟

ولی بالا غیرتن اگه بخوایم پای منطق رو وسط بکشیم ها

میگه آقا مگه شکم گرسنه دین رو میشناسه؟؟؟

مگه شکم گرسنه خدا و پیغمبر سرش میشه؟؟؟

اصلن چی میشه که چشمی ناپاک میشه؟

چی میشه که ذهنی خراب میشه؟

چی میشه که زبانی به ناسزا گفتن آلوده میشه؟

چی میشه که دستی قصد تجاوز به مال مردم رو میکنه؟

اینا دلیل داره.... . شما در این موارد نظری دارین؟ جواب این سوالاتو بلدین؟

قبول دارین شکم و شهوت تا اون قیومه قیومت ول کنمون نیس؟



تاريخ : دوشنبه یازدهم آذر 1392 | 22:15 | نویسنده : محمد ابراهیم |
سلام

بابا ما که نمردیم . جون شما داریم نفس میکشیم . چی چی بزاریم که شما به ما محل بزارین

بخدا هیچی بذهنم نمیرسه . میگم درشو گل بگیرم . میگم خدا رو خوش نمیاد . میگم مطلب راجب افغانستان

بزارم میگم تکراری شده کسی حوصله خوندنشو نداره . عشق و عاشقی بزارم یا سر بسرم میزارین یا که گیر میدین

مطالب دیگه بزارم میشه کپی پست و بنده شدیدن مخالفم . فقط و فقط میگم ذهن خلاق که نه خودم دارم نه دورو برم

کسی هست . دوستان لینکستانمونم که دیگه هزار ماشالله یا عاشقن . یا وطن پرستن . یا فیلسوفن البته از نوع

کاذبش . خلوصه خیلی خیلی اینروزها تنهام بفریادم برسین

آها ...... یه سوال اگه خدا بخاد این توک زبونم گیر کرده میخام ازتون بپرسم

از آبجی ها و داداشای گل خواهشمندیم دوستانه و رک و منطقی جواب بدن بلاخره زحمت کشیدیم

پست جور کردیم به مخ مون مثلن فشار اووردیم ......... قربونتون برم من بخدا                   آما؟

از وقتی که بزرگ شدین به حساب سره عقل اومدین ویا مثلن به وجود خودتون پی بردین و به قولی از وقتی که

خودتونو شناختین اون عهد و پیمانی رو که با خودتون یا که با خداتون بستین چی بوده؟؟؟

اصلن شده با خودتون عهد و پیمانی ببندین؟؟؟؟؟؟



تاريخ : جمعه یکم آذر 1392 | 20:26 | نویسنده : محمد ابراهیم |
سلام دوستان فرا رسیدن ایام محرم و تاسوعا و عاشورای حسینی رو بهتون تسلیت میگم

لینک زیر مداحی افغانی هست

با صدای  دلنشین مداح اهلبیت استاد اصغر رضایی

که اگه دوست داشتید میتونید دانلود کنید


((بیرق از زمین بردار آه و یا رسول الله....))


نظر یادتون نره ها....!!!!تشکر



تاريخ : سه شنبه بیست و یکم آبان 1392 | 17:38 | نویسنده : محمد ابراهیم |